الشيخ علي الكوراني العاملي ( مترجم : حقى )

60

سوء استفاده از ايمان به امام مهدى ( ع ) ( فارسى )

البته تديّن عاطفي و بدون عقل هم خوب است ، اما وقتي به دو راهي مي‌رسد ، رسوا و منكشف مي‌شود . مثلا انصار پيامبر ، با اين همه حماسه ، همين كه به حنين و تقسيم غنايم رسيدند ، گفتند « رسول الله عشيره‌اش را پيدا كرد و ما را فراموش كرد ! » خب اين چه ايماني است ؟ اينها شهيد داده بودند ، اما تدينشان عاطفي بود . مگر نمي‌گويند « ما الدين الا الحب و البغض » ( دين به دوست داشتن و دشمن داشتن است ) ؟ خب باشد . ولي گاهي به دو راهي مي‌رسد . حب و بغض اگر مستند به عقل باشد ، اگر شخص با پاي عقل به اين حب و بغض رسيده باشد ، اين مطلوب است . عاقل بودن در اين جا يعني چه ؟ يعني مثلاً وقتي مي‌دانم اگر كاري را انجام دهم ، به بهشت مي‌روم ، پس با اصرار آن را رعايت كنم . اين عقل است . عقل آن است كه من را به بهشت جاويد مي‌رساند . اگر از من كاري بخواهند ، اگر مرا به انجام كاري مجبور كنند ، ولي بدانم اين كار من رابه جهنم مي‌برد ، با منطق مقابلش مي‌آيستم و مي‌آيستم و زير بار نمي‌روم ، تا وقتي كه بميرم . اين عقل است . از امام صادق عليه السلام پرسيدند آيا معاويه عقل داشت ؟ فرمود « چيزي شبيه عقل داشت كه عقل نبود . زرنگي بود . » معاويه چهل سال زحمت كشيد ، آخرش حكومت را داد به دست پسري نادان كه آن را تار و مار كرد و بني سفيان را بدنام كرد . اين عاقلانه نبود . از امام صادق پرسيدند اين چه بود در معاويه ؟ گفت اين شبيه عقل بود [ زرنگي بود ] ، ولي عقل نبود . « العقلُ ما عُبِدَ بِهِ الرّحمن و كسِب بِه الجَنان » . عقل چيزي است كه انسان را عاقبت به خير مي‌كند . ( 1 )

--> ( 1 ) . كتاب الكافى ، فصل اول ( كتاب العقل والجهل ) ، حديث 3 .